شرح خبر
فرزندانم را خداوند به من عطا کرد و در راه او نیز فدا شدند

روایت مادر شهیدان قناعت پیشه از دو فرزند شهیدش؛:

فرزندانم را خداوند به من عطا کرد و در راه او نیز فدا شدند

خبرنگار:
۹ تير ۱۳۹۶ - ۹:۲۸:۱۸
کدمطلب: 8504
0

در عالم رؤیا که مادر برای نیایش به امامزاده ابراهیم(ع) رفته بود از پنجره مشرف به کوچه، پسری قنداق شده به وی می دهند و می گویند : "اسماعیل است" .

به گزارش پسین جهرم چهارم مهر ماه 1343 درمحله سنان جهرم، فرزند ارشد علی محمد و عطیه پا به عرصه گیتی نهاد. در عالم رؤیا که مادر برای نیایش به امامزاده ابراهیم(ع) رفته بود از پنجره مشرف به کوچه، پسری قنداق شده به وی می دهند و می گویند : "اسماعیل است" و مادر  پس از به دنیا آمدن او را محمد اسماعیل نام می نهد . 

کمتر از دو سال بعد، نهم مرداد1345 دومین فرزند خانواده چشم خویش را در این عالم گشود. مادر تعریف می کرد در عالم رؤیا روی سکوی کنار حوض منزل نشسته بودم که از باغ همسایه از روی دیوار، پسری قنداق شده به من دادند و گفتند: "نامش ابوالفضل است" . به یکباره از خواب بیدار شدم. مادر در حالی که چهره های زیبا و معصوم شان را در ذهن تداعی می کرد ادامه داد هیچ گاه مریض نشدند فقط یکبار محمداسماعیل که گریه امانش را بریده بود به مطب دکتر بردم ، دکتر لبخندی زد و گفت:" این بچه از من سالم تر است."

 

دوران ابتدایی را در مدرسه طالقانی با موفقیت سپری کردند ابوالفضل تا دوم راهنمایی بیشتر ادامه نداد اما محمداسماعیل راهنمایی را در مدرسه شرف به پایان رساند و وارد دبیرستان اسلامی شد . در انجمن های اسلامی دبیرستان فعالیت چشمگیری داشت و در سال1356 هم در تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد . درمباحثات همیشه مدافع اسلام، روحانیت و علی الخصوص ولایت فقیه بود. یاور مظلومان، دستیار پدر در امورات کشاورزی، یاری رسان مادر در کارهای منزل و علمدار مجالس حسینی بودند.

 

ابوالفضل از کار بنایی که به منزل می آمد مقدار گچ هایی که در زیر ناخن هایش پنهان شده بودند تمیز می کرد تا مانعی برای وضو گرفتن نباشد و زمانی هم که در اتاقش قرآن تلاوت می نمود صدایش را ضبط می کرد. از مادر که پرسیدیم: اهل نماز شب بودند؟ جوابی داد که از صداقتش بالیدم.« نماز و روزه هایشان ترک نمی شد اما چرا دروغ بگویم نماز شب نمی خواندند.»

 

ابتدا ابوالفضل که پاسدار شده بود در دوازدهم آبان 1360 عازم جبهه شد و پس از مدتی محمداسماعیل که بسیجی بود به جنگ با دشمن بعثی رفت . محمداسماعیل که به مرخصی آمد سرانگشتان دست و پایش که به علت سینه خیزرفتن، خارفرو رفته بود با ناخن گیر بیرون آوردم. با این که خودم با اشتیاق ساک شان را می بستم و از زیر قرآن ردشان می کردم اما همیشه می گفتم اگر اسماعیل شهید شود من هم شهید می شوم. یک ماهی بود که از اسماعیلم اطلاعی نداشتیم.در هفتم آبان1362 درسردشت در درگیری با منافقین، محمداسماعیل هفت نفر از نامردان را به هلاکت می رساند همرزمانش هرچه اصرارمی کنند به عقب برگردد می گوید:«یک نفر دیگر هم هلاک کنم» .ناخودآگاه"یامهدی کنان" به سمت شان می آیدخیال می کنند شوخی می کند که یکباره نقش برزمین می شود و از دهانش خون بیرون می آید و آن گاه متوجه می شوند گلوله ای به گردنش اصابت کرده است. پس از سه روز شهادت، جنازه مبارکش به جهرم آوردند ابوالفضل بر جنازه او حاضرشد دستش را به زیر سرش برد گویی وعده ای عن قریب از جانب برادر به وی داده شد.

 

به تازگی مراسم صدوسی امین روز شهادت محمداسماعیل تمام شده بود که در نیمه شب صدای پای ابوالفضل را حس کردم هراسان از خواب بیدار شدم و فریادزدم ابوالفضل! ابوالفضل! اما اثری از او نبود. از مرخصی که می آمد آرام از روی دیوار به داخل حیاط می پرید و توی اتاقش می رفت و می خوابیدو صبح از حضورش مطلع می شدیم. و اما صبح آن شب ، خبر شهادتش را شنیدیم. شهادت هر دو پسرانم مثل نباتی بود که در دهانم گذاشته و شیرینی اش را احساس می کردم.

ابوالفضل پنج مرتبه به جبهه رفت دوبارسالم برگشت سومین مرتبه ترکش خورد و مرتبه چهارم موجی شد و بالاخره بیست و پنجم اسفند1362 در طلائیه در عملیات خیبر به آرزوی دیرینه اش رسید.از روزی که به دنیا آمدند همیشه احساس می کردم می خواهند آن دو را از من بگیرند گویی مال خودم نبودند.

وقتی از مادر پرسیدیم : از شهیدانشان یادگاری دارد؟ اول امتناع کرد بعد از اتاق بیرون رفت و لباس سپاه ابوالفضل را آورد و گفت این یادگاری سالها در نزدخود نگه داشته بدون اینکه احدی مطلع باشد.

فرازی از وصیت نامه محمد اسماعیل قناعت پیشه:

امروز روزی است که باید قدرت اسلام را به جهانیان نشان بدهیم و به آنان بفهمانیم که با اسلحه ای که با دست انسان ساخته می شود نمی توانید با اسلحه ایمان مقابله کنید.

 

مصاحبه کننده: مریم زراعت پیشه



اخبار مرتبط:

دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر پسین جهرم در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا به اشخاص حقیقی یا حقوقی باشد منتشر نخواهد شد
پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد