شرح خبر
بررسی ابعاد مختلف زندگی حضرت زینب (س)

در گفتگو مدیر بنیاد آیت الله حق شناس (ره) ؛:

بررسی ابعاد مختلف زندگی حضرت زینب (س)

خبرنگار:
۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۲:۳۲:۲۱
کدمطلب: 9555
0

حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) در پنجم جمادي الاولي سال پنجم هجري در زمان حيات پيامبر عظيم الشأن اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) در شهر مدينه طيبه ديده به جهان گشود.

شکرالله جهان مهین، عضو هیأت علمی و مدیر گروه معارف اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی واحد جهرم و مدیر بنیاد آیت الله حق شناس (ره) جهرم در گفتگو با پایگاه خبری پسین جهرم در سالروز ولادت با سعادت حضرت زینب کبری (س) به بررسی ابعاد مختلف زندگی آن حضرت پرداخت که در زیر می خوانید :

تولد و نام‌گذاري حضرت زینب (سلام الله علیها)

سرسلسله زنان شجاع، حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) در پنجم جمادي الاولي سال پنجم هجري در زمان حيات پيامبر عظيم الشأن اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) در شهر مدينه طيبه ديده به جهان گشود.

وي دختر بزرگ اميرمؤمنان علي (عليه السّلام) و بانوي اول اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است.

زينب در لغت، به معناي درخت سرسبز و پرطراوت يا به معني زينت پدر، که حقيقتاً چنين نيز بود، مي‌باشد. اين نام زيبا را پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به اذن خدا براي وي انتخاب نمود.

محيط خانوادگي حضرت زینب (سلام الله علیها)

محيط خانوادگي حضرت زينب (سلام الله عليها) بسيار بي‌نظير است چون وي در بيتي پاک و مطهر متولد و در دامن پر مهر و آغوش گرم پدر و مادري تربيت يافته که در هر فضيلتي در سر حد کمال بوده‌اند .

حضور وي در کنار پنج تن خامس آل عبا به او معرفتي ويژه داد و هم ‌چون مادر گرامي خود، فاطمۀ زهرا (سلام الله عليها)، گرديد و سرآمد زنان عالم پس از مادر بزرگوار خويش گشت.

کنيه و القاب حضرت زینب (سلام الله علیها) 

ثقت المحدثین مرحوم شيخ عباس قمي، کُنيۀ حضرت را ام کلثوم و لقب او را عقيله ذکر مي‌کند. البته کنيه‌هاي ديگري چون ام عبدالله، ام المصائب، ام النوائب نيز در برخي جاها براي حضرت نقل کرده‌اند.

لغت عقيله به معناي بانويي است که در قومش از کرامت و ارجمندي ويژه‌اي برخودار است و در خانه‌اش عزت و محبوبيت فوق‌العاده‌اي داشته باشد. گاهي در کنار لقب عقيله صفت‌هايي آورده‌اند: چون عقيلۀ قريش، عقيلۀ الطالبين، عقيلۀ النّساء، عقيلۀ النبوه، ولي به صورت شهره حضرت را با لقب پرافتخار «عقيلۀ بني هاشم» مي‌خوانند.

برخي ديگر از القاب حضرت بدين قرار است: نائبة الزهرا، شريکة الشهيد، نائبة الحسين، عالمۀ غير معلمه، فهيمة غير مفهمه، صديقه صغري و... .

فصاحت و بلاغت درخطابه

وي در خطابه و سخنوري بي‌نظير بوده و کسي جز پدر و مادر و برادرش امام حسن و امام حسين (عليهم السّلام) به مرتبه وي نمي‌رسيد و هنگامي که سخن مي‌گفته گويي از زبان پدر مي‌گفت؛ چه آن که سخنوري‌اش شباهتي کامل با خطبه‌هاي پدر بزرگوارش مولا علي (عليه السّلام) داشت.

زينب عالمه و مفسر قرآن کريم

دربارة عالمه بودن حضرت زينب به کلام برادرزاده‌اش امام سجاد (عليه السّلام) تمسک مي‌جويم :

«يا عَمَّةٍ اَنْتِ بِحَمْدِللهِ عالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلِّمَةٍ وَ فَهِمَة غَيْرُ مُفَهِّمَةٍ»

عمه جان! تو عالمه‌اي هستي بدون اين که معلم داشته باشي و فهميه‌اي هستي بدون آن که کسي مطالب را به تو فهمانده باشد.

و دربارة تفسير قرآن حضرت زينب، آيت الله شهید دستغيب (رضوان الله تعالی علیه) از خصايص زينبيه جزايري نقل مي‌کند، که حضرت زينب به زنان کوفه قرآن و تفسير مي‌آموخت. روزي حضرت علي (عليه السّلام) بر آنان وارد شد. آيۀ شريفة مورد بحث حضرت زينب «کهيعص» بود. بعداً اميرالمؤمنين (عليه السّلام) فرمود: دخترم اين ها حروفي است که اشاره است به مصيبت‌هايي که تو در آن شريک خواهي بود (ک کربلاي حسين، هـ هلاکت حسين، ياي يزيد (لعنت الله علیه) قاتل حسين، عین عطش، صاد صبر حسين). اين نمونه‌اي است از علم مجللۀ حضرت زينب.

حضرت زينب (سلام الله علیها) ، راوي خطبۀ مادرش

مشهورترين روايتي که از حضرت زينب (سلام الله علیها) روايت شده خطبۀ پر ارج و طولاني مادرش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در مسجد النّبي (صلی الله علیه و آله و سلم) است که ابن عباس آن را از حضرت زينب (سلام الله عليها) نقل کرده و در آن جا از ايشان تعبير به عقيله نموده است: «حَدَّثَنِي عَقِيلَتُنَا زِينَب» و اين در حالي است که حضرت زينب  (سلام الله علیها) پنج ساله بوده‌ است.

عبادت حضرت زينب (سلام الله علیها)

حضرت زينب (سلام الله عليها) ذاکره و عابده و سالکۀ الي الله بوده که منقول است حتي در شب عاشورا، نماز شب را با عظمتي خاص به پا کرد.

از حضرت فاطمه بنت الحسين (علیها السّلام) چنين روايت شده که عمه‌ام زينب در شب عاشورا پيوسته در محراب خود ايستاده به سوي پروردگار خويش استغاثه مي‌کرد نه چشمان او به خواب رفته و نه ناله و گريه او ساکن گرديد.

اين شهادتي صادق از بيت وحي است و نکته اي ديگر که از اهميت خاصي برخوردار مي‌باشد آن است که حضرت سيد الشهدا (عليه السّلام) به وي فرموده‌اند:

يَا اُخْتَاهُ لا تَنْسِينيِ فِي نَافِلَة اللَّيْلِ

اي خواهر! مرا در نماز شب فراموش مکن.

و همين طور در تمام مدت اسارت، تهجد و نماز شبش تعطيل نشد؛ در مسير حرکت و در طول شب و بر روي همان کجاوه‌ها، نماز شب حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) تعطيل نشد.

ازدواج حضرت زينب (سلام الله عليها)

حضرت زينب (سلام الله علیها) با پسر عموي خود عبدالله بن جعفر طيار ابن ابي‌طالب، که داراي شرافت کامل خانوادگي بود ازدواج کرد. عبدالله همسر حضرت زينب (سلام الله علیها) از مکرمت‌ها، بزرگواري‌ها، عوامل شرف و عظمت انساني برخوردار بود و کسي در عصر او به پاية جوانمردي، همت والا، انفاق و بذل مال وي نمي‌رسيد و در جود و سخاوت ضرب المثل بود و در يک کلام بايد اين دو را قهرمانان زناشويي دانست.

نکتۀ جالبي که در رابطه با اين ازدواج مبارک و وصلت مسعود و خجسته نقل شده اين است که امام اميرالمؤمنين (عليه السّلام) چون خواست زينب را به همسري عبدالله در آورد شرط فرمود هنگامي که حسين (عليه السّلام) ارادة سفر کرد و زينب خواست در آن سفر برادر عزيز خود را همراهي کند، عبدالله ممانعت نکند و حتي در بعضي از عبارات آمده که اين شرط را در ضمن عقد نکاح زينب، ذکر فرمود. عبدالله با قبول اين شرط قطعي با حضرت زينب (سلام الله علیها)، ازدواج نمود.

فرزندان حضرت زينب (سلام الله علیها)

نتيجه و ثمرۀ وصلت مقدسي که بين حضرت زينب و عبدالله بن جعفر واقع شد فرزندان بسيار گرانقدر و عالي‌مقامي بود که خداوند به آنها عطا فرمود و بعضي از مورخين نام آن ها را بدين ترتيب ذکر کرده‌اند: علي، عون، عباس، محمد، ام کلثوم؛ فرزنداني که وارث صفات و مزاياي عاليه مادر بزرگوار و پدر گرانقدر خود شدند و نامشان در صفحۀ تاريخ جاودانه ماند.

در نهضت خونين عاشوراي امام حسين (علیه السّلام) نام فرزند يا فرزنداني از حضرت زينب کبري (سلام الله علیها)  تلألؤ دارد و آن دو شهيد بزرگ و عاليقدري که در صحنۀ کربلا فداکاري را در راه امام حسين (عليه السّلام) به نهايت رسانيدند يکي محمّد و ديگري عون است.

حضرت زينب (سلام الله علیها) در نهضت عاشورا فرزندش عون را پيش‌کش برادر آورده بود؛ در اين باره استاد علامۀ مطهري به نکتۀ جالب اخلاقي اشاره مي‌کند:

يکي از عجائبي که تربيت بسيار بسيار عالي اين بانوي مجلله را مي‌رساند اين است که در هيچ مقتلي ننوشته‌اند که زينب چه قبل و چه بعد از شهادت پسرش، نامي از او برده باشد (منظور عون) گويي اگر مي‌خواست اين نام را ببرد فکر مي‌کرد که نوعي بي‌ادبي است، يعني يا اباعبدالله! فرزند من قابل اين نيست که فداي تو شود. مثلاً در شهادت علي اکبر زينب از خيمه بيرون دويد و فرياد زد يا اُخَيّه و ابن اُخيّه که فريادش فضا را پر کرد ولي هيچ ننوشته‌اند که در شهادت فرزندش چنين کاري کرده باشد.

و اين روش حکيمانه بانويي است که عقيلۀ بني هاشم است، خردمند بني هاشم است،‌ و بايد اين خرد در عاشورا تجلي ديگري يابد و... به راستي او يادگار حيدر است.

وقتي به شخصيت اين فرزندان دقت مي‌کنيم آنان را از خانواده‌هاي اصيل و تربيت‌هاي قرآني، اسلامي، اخلاقي مي‌يابيم.

حضرت زينب (سلام الله علیها) ، اُمُ المصائب

حضرت زينب (سلام الله عليها) از کودکي با مصيبت‌هاي فراواني روبرو شده‌اند که به گوشه‌اي از آن مصيبت‌ها اشاره مي‌شود:

حدود پنج ساله بود که پدربزرگش رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) درگذشت. اين مصيبت بزرگ براي او به ويژه مادرش طاقت‌فرسا و گران بود.

حضرت زينب (سلام الله علیها) خردسال در کنار مادر خود که به دنبال ارتحال جانسوز پدر و مصيبت‌هاي واردة پس از آن، از جمله يورش ستمگران حاکم به منزلش و ضرب و شتم نمودن ايشان، در بستر بيماري افتاده بود به پرستاري از زهراي مرضيه (سلام الله علیها) پرداخت و نظاره‌گر دردهاي فراوان سينه و پهلوي مادر و سقط و شهادت برادرش محسن بود و سرانجام نيز شاهد شهادت مادر جوان و بهترين پناهگاه دوران کودکي‌اش گشت.

حضرت زينب، تمام مصائب بعد از وفات پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که براي اسلام و خاندان وحي پيش آمد از سقيفه گرفته تا فدک و... را شاهد و ناظر بود.

در سال چهلم هجري مصيبتي ديگر بر وي وارد شد و آن شهادت پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين امام علي (عليه السّلام) بود. براي زينب، نام پر افتخار انسان کامل و تمام عيار حضرت علي (عليه السّلام) يادآور مظلوميت‌ها بود؛ پست سيرتاني چون معاويه به پدرش نسبت نامسلماني مي‌دادند، ناسزا مي‌گفتند و يارانش را شهيد مي‌کردند.

پس از اين مصيبت‌ها حضرت زينب (سلام الله عليها) بيش از پيش تنها ماند و وظيفۀ او در قبال برادرانش سنگين‌تر گشت.

هنوز از غم فقدان پدر فارغ نگشته بود که پاره‌هاي جگر برادري که بردباري را از او به ارث برده بود ـ امام حسن مجتبي (عليه السّلام) ـ مقابل چشمانش ظاهر شد.

اما وي بر کليۀ مصيبت‌ها و جنايات و ظلم ها و حيله‌هايي که معاويه و اطرافيانش به راه انداخته بودند و بر او وارد مي‌شد فائق آمده و با ايماني زينبي، کمر مصيبت را شکسته بود.

پس از شهادت امام حسن (عليه السّلام)، در خدمت برادرش امام حسين (عليه السّلام) بود و سرانجام عازم نينوا شد و در واقعۀ عاشورا ده‌ها تن از بهترين و عزيزترين کسانش را از دست داد و او را با بيش از هشتاد تن از بستگان را به اسارت بردند.

دلائلي در کار است که به اندازه‌اي که در شب عاشورا بر حضرت زينب (سلام الله علیها)  سخت گذشت بر هيچ کس سخت نگذشت، و باز به اندازه‌اي که در اين شب بر ايشان سخت گذشت در هيچ موقعي ديگري نگذشت، چون در روز عاشورا مثل اين که وضع روحي زينب (سلام الله علیها)  خيلي قوي بود، ولي با جريان‌ها، قوي‌تر و نيرومندتر شد.

تکليف الهي

حضرت زينب کبري (سلام الله علیها) به حکم تکليف الهي و عشق به برادر، همراه امام حسين (عليه السّلام) و در معيت امام خويش از مدينه تا مکه و از مکه تا کربلا در تداوم خطي که حمايت از امام معصوم بود قدم گذاشت. سفر با کاروان امام حسين (عليه السّلام) نخستين مرحله از فعاليت‌هاي مبارزاتي وي نبود، چرا که در بيت و مکتب پدر و مادرش با ريزترين معارف اسلامي و دقيق‌ترين مسائل اجتماعي آشنا شده و در جبهۀ دفاع از حق، زينب کبري گرديده بود.

پيام‌آور عاشورا

از عصر عاشورا، حضرت زينب (سلام الله علیها) تجلي مي‌کند و از آن به بعد مسئوليت نهضت کربلا بر عهدۀ زينب مي‌افتد چون به حکم قضاي الهي يگانه مرد کاروان، حضرت زين العابدين (عليه السّلام) به شدت مريض است و احتياج به پرستاري دارد. در اين هنگام، حضرت زينب (سلام الله علیها) به بهترين نحو ممکن پيام اين نهضت را که در روز عاشورا اتفاق افتاده بود عاشورايي کرد. پس ماندگاري عاشورا مرهون فداکاري‌ها و قهرماني‌هاي زينب کبري (سلام الله علیها)  است که امام حسين (عليه السّلام) با شهادتش و حضرت زينب (سلام الله عليها) با اسارتش آن را بيمه کردند و حضرت زينب (سلام الله علیها) ، خط سرخ شهادت و شجاعت برادرش را ادامه داد.

حضرت زينب که در کاروان اسراي اهل بيت، خواهر شهيد و مادر دو شهيد بود از مادرش فاطمۀ زهرا، مظلومۀ عالم و مادر مادرش خديجه کبري، اولين زن ايمان آورنده به اسلام بهترين الگوهاي يک زن مسلمان را فراگرفته بود توانست مسلمانان به خواب رفته را با برملا کردن مفاسد دستگاه حاکم، بيدار و آگاه کند و پيام‌آور خون شهيدان کربلا باشد.

نخستين اثرات آن بعد از واقعه عاشورا در کوفه شروع و رفته رفته دامنه آن اوج گرفت و قيام‌هايي بر ضد حکام بني اميه و... بر پا شد.

استاد عالیقدر حضرت آيت الله مرحوم حاج سيد ابراهيم حق‌شناس جهرمي (رضوان الله تعالی علیه) متخلص به (وارسته) و (حق‌شناس) سروده اند:

 

کلامي پر ارج از زينب (سلام الله عليها)

هر کدام از جملات و سخنان زينب کبري درخششي بي‌نظير دارد. خطابه‌اش چنان غوغا مي‌کند که نه تنها برادرش امام حسين (عليه السّلام) را بلکه پدرش مولا علي (علیه السّلام) را زنده مي‌کند. وقتي ابن زياد ملعون دربارة سفر کربلا سخن به ميان مي‌آورد، مي‌گويد:

ما رَأيْتُ اِلّا جَمِيلاً

من جز زيبايي در اين سفر نديدم.

و با اين جمله که هر چه ديدم (چون در راه خدا بود) زيبايي و خير بوده است، انسان را به تحيّر وا مي‌دارد.

 

وفات و مدفن حضرت زينب (سلام الله عليها)

در تاريخ تولد و وفات برخي از معصومين (عليهم السّلام) و خاندان وحي، اختلاف نظرها وجود دارد و اين خود براي عاشقان و ارادتمندان،‌ رنج‌ها و تأسف‌ها به دنبال داشته و دارد.

در کتاب «مصابيح الجنان» تاريخ وفات حضرت زينب را به نقل از عبيدلي در اخبار الزّينبات، صبح روز يک‌شنبه، پانزدهم ماه رجب سال 62 هجري ذکر کرده است.

و همچنين نسبت به محل دفن آن مخدره نيز اختلافاتي وجود دارد که مورخان سه مکان مقدس را به عنوان محل دفن معرفي مي‌نمايند:

1. مدينۀ منوره (قبرستان بقيع)، که برخي از جمله علامه سيد محسن امين معتقدند حضرت زينب (سلام الله عليها) در مدينۀ منوره مدفون مي‌باشند.

2. شام (سوريه)، برخي زينبه‌اي را که در هفت کيلومتري دمشق در سوريه قرار دارد مرقد مطهر حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) مي‌دانند. آيت الله شهيد دستغيب (رحمت الله علیه) مي‌نگارد: «بنابر اشهر روايات در مدينۀ منوره قحطي پيش آمد و شوهر حضرت زينب جناب عبدالله بن جعفر بحر الجود و الکرم مزرعه‌اي در شام داشت. به ناچار به اتفاق مجلله، زينب به سوي آن جا حرکت کرد و در آن جا مزاج شريف زينب تغيير کرد و از دار دنيا رفت و بدن شريفش در همان محوطه‌اي که متعلق به عبدالله بن جعفر بود دفن گرديد.»

3. برخي عميقاً بر اين باورند که مدفن عليا مخدره حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) در مصر مي‌باشد زيرا پس از آنکه امام سجاد (علیه السّلام)، حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) و ديگر اهل بيت (عليهم السّلام) از اسارت به مدينه بازگشتند و با خطبه‌ها و سخنان آتشين خويش به بازگويي شهادت حضرت ابي عبدالله الحسين (عليه السّلام) و ياران باوفايش پرداختند و با افشاگري‌ها خاندان اموي را رسوا نمود و مردم را بر عليه آنان شورانيد يزيد ستمگر چاره‌اي نديد جز آن که دستور تبعيد برخي از خاندان نبوت به خصوص زينب کبري (سلام الله عليها) را صادر کند؛ لذا حضرت زينب به همراه تعداي از بني هاشم اجباراً به قصد مصر از مدينه خارج شد و سرانجام در روز يازدهم ماه رجب شصت و دو در مصر وفات نمود و جنازه آن مخدره را پس از تشييع با شکوه و نماز طبق وصيت در همان اطاقي که زندگي مي‌کرد دفن نمودند. و تعدادي از مورخين در کتاب‌هاي خود صريحاً به اين مطلب معرفند.

البته مرقد مطهر آن بانوي بزرگ در مصر هم مانند زينبيه دمشق داراي قبه و بارگاه بسيار مجللي است که گذشته از اهالي مصر افراد زيادي از اطراف و اکناف عالم براي زيارت آن مخدره به مصر مسافرت مي‌نمايند.

خطبه‌هاي حضرت زينب (سلام الله عليها)

الف: خطبۀ کوفه

متن سخنان آتشين حضرت زينب (سلام الله عليها) که در مدارک و مآخذ متعددي از تأليفات شيعي و اهل سنت موجود مي‌باشد که نگارنده، این خطبه را از متن تحقيق شده کتاب «تکرار حماسه علي (عليه السّلام) در خطبۀ زينب (سلام الله عليها)» اثر استاد بزرگوارم حضرت آيت الله کريمي جهرمي (دامت برکاته) که حاوي شرح ارزشمندي بر خطبه مي‌باشد بهره گرفته ام و سپس اين متن با متون کتاب‌ هاي : احتجاج طبرسي ، امالي شيخ طوسي ، بحار الانوار ، دمع السجوم ، لهوف ، مثير الاحزان (از کتب اهل سنت) مقابله و تحقیق اختلاف‌ها را مشخص کرده ام.

خطبۀ کوفه در آسمان‌ها

مرحوم آيت الله سيد نور الدين جزائري (متوفاي 1384 هجری قمری) در کتاب «الخصائص الزّينبيه» داستاني را با واسطه از سيدي پارسا و مجتهدي زاهد و شاگرد وارسته مرحوم ميرزاي شيرازي بزرگ نقل مي‌کند که در عالم خواب، افتخار تشرف به خدمت حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشرّيف) پيدا مي‌کند و مشاهده مي‌کند که حضرت بسيار غمگين و گريان مي‌باشد، علت را جويا مي‌شود که حضرت پاسخ مي‌دهند: «امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زينب (سلام الله عليها) است و از روزي که عمه‌ام زينب (سلام الله عليها) وفات کرده، تاکنون هر سال فرشتگان در روز وفات آن حضرت در آسمان‌ها مجلس عزا به پا مي‌کنند و در آن جا خطبۀ حضرت زينب (سلام الله عليها) که در بازار کوفه خوانده است مي‌خوانند و مي‌گريند، و من اکنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.»

حُسن ختام خطبۀ کوفه

فَلا يَسْتَخِفَّنَّکُمُ الْمُهَلُ، فَإنَّهُ عَزَّوَجَلَّ لا يَحْفِزُهُ البِدارُ، وَ لا يُخْشَي  ـ يَخافُ عَلَيْهِ فَوْتُ الثَّارِ. کَلّا «إنَّ رَبَّکَ لَنَا وَ لَهُمْ لَبِالْمِرْصاِد» ثُمَّ أنشَاَتْ تَقُولُ عَلَيْها السَّلامْ:

 

ماذا تَقُولُونَ إذْ قالَ النَّبِيُّ لَکُمْ

ماذا فَعَلْتُمْ وَ أنْتُمْ أخِرُ الاُمَمِ

بِأهْلِ بَيْتِي وَ أوْلادِي وَ تَکْرِمَتِي

مِنْهُمْ اُسارَي وَ مِنْهُمْ ضَرِّجُوا بِدَمِ

ما کانَ ذاکَ جَزائِي إذْ نَصَحْتُ لَکُمْ

نْ تُخْلُفُونِي بِسُوءٍ فِي ذَوَي رِحِمِ

إنِّي لَاَخْشَي عَلَيْکُمْ أنْ يَحِلَّ بِکُمْ

مِثْلُ العَذابِ الَّذِي أوْدَي عَلي إرَم

پس اين مهلتي را که يافتيد شما را خوش دل و مغرور نسازد چه آن که شتاب در عقوبت، خداوند را تحريک نمي‌کند و بر او بيم از دست رفتن وقت انتقام نمي‌باشد.

نه آن گونه است که شما تصور مي‌کنيد، تحقيقاً پروردگار تو براي ما و براي آنان در کمين خواهد بود. سپس اين اشعار را سرود:

چه خواهيد گفت هنگامي که پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  به شما بگويد: شما مردم که آخرين امت‌ها بوديد با اهل بيت و فرزندان من چه کرديد؟

بعضي از آنان را اسير کرده و گروهي را به خون آغشته ساختيد. جزا و پاداش من که براي شما خير خواهي کردم اين نبود که پس از من با ارحام و نزديکان من اين چنين با بدي برخورد کنيد.

راستي که من بيمناکم که همانند عذابي که قوم اِرم ـ قوم هود ـ را نابود ساخت بر شما فرود آيد.

استاد بزرگوارحضرت آیت الله مرحوم حاج سيد محمدعلي آستانه متخلص به اميد در قطعه شعری با عنوان «گفتگويي در کوفه» سروده اند:

گفتا زني به زينب کبري تو کيستي
گويا ز اُمتان پيمبر تو نيستي
گفتا منم نبيره و نوباوه رسول
زينب يگانه دختر پرورده بتول
زينب کجا و بر سر بازار بر ملا
افغان بر اين مصيبت و فرياد از اين جفا
ما اهل بيت پاک رسول اللّهيم کاين
امت اسير محنتمان کرده اين چنين
آن چهره تابناک حسين است بر سنان
وين زينب نشسته به محمل چو زنگيان
خورشيد آسمان ولايت به خون نشست
بال و پرم ز سنگ شما کوفيان شکست
از اشک ديدگان يتيمان مصطفي
يا   رب  بکن  تو  زير  و  زبر  خانهُ  جفا
 

 

 خطبۀ شام

در عموم کتب مقاتل آمده است که چون سر مقدس حضرت ابيعبدالله الحسين (عليه السّلام) به همراه اُسراي اهل بيت (عليهم السّلام) وارد مجلس يزيد ملعون کردند گفتگوهاي نسبتاً طولاني بين يزيد و حضرت سجاد (عليه السّلام) پيش آمد. از جمله يزيد به سر مقدس، اهانت کرد و به آباء و اجداد حضرت ناسزا گفت که حضرت سجاد (عليه السّلام) بدون پروا همگي را پاسخ گفت و وي را رسوا نمود و اما چون جسارت‌هاي آن معلون از حد گذشت حضرت زينب (سلام الله عليها) از جا برخاست و خطبه‌اي غرّا ايراد فرمود که اين خطبه نيز به مانند خطبه آن حضرت در کوفه در کتب متعددي مسطور و مضبوط مي‌باشد.که خطبه از کتاب «لهوف» سيد بن طاووس با عبارات کتاب‌هاي احتجاج طبرسي، امالي شيخ طوسي، بحار الانوار، دمع السجوم، مثير الاحزان و بلاغات النساء (از کتب اهل سنت) مقابله کرده ام.

حُسن ختام خطبۀ شام

فَالْحَمْدُللهِ الَّذِي خَتَمَ لِأوَّلِنا بِالسَّعادَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ، وَ لِآخِرِنا بِالشَّهادَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ نَسْألُ اللهَ أنْ يُکْمِلَ لَهُمُ الثَّوابَ، وَ يُوجِبَ لَهُمُ الْمَزِيدَ، وَ يُحْسِنَ عَلَيْنَا الْخَلافَةَ؛ إنَّهُ رَحِيمٌ وَدُودٌ، وَ «حَسْبُنَا اللهُ وَ نِعْمَ الْوَکِيلُ»

پس حمد و سپاس مخصوص خداي، پروردگار جهانيان است، همو که ابتداي زندگي ما را با سعات و مغفرت عجين ساخت و پايان آن را ختم به شهادت و رحمت نمود، از خدا مي‌خواهم که پاداش و ثواب ايشان (شهيدان ظهر عاشورا) را هر چه کامل‌تر و بيشتر عطا فرمايد، و ما را جانشينان نيکي براي آنها قرار دهد؛ زيرا او بسيار مهربان و با محبت است، خدا ما را کفايت مي‌کند و او نيکوکارترين است.» 

زيارت نامه‌های حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)

واقعيت غير قابل انکار آن که دعا‌ها و زيارت‌نامه‌هاي موجود در بين ما شيعيان بر دو قسم‌اند:

يکي ادعيه و يا زيارت‌نامه‌هايي که از حضرات معصومين (عليهم السّلام) رسيده و منقول است و ديگري دعاها و زيارت‌نامه‌هايي که سندي معتبر بر صدور آن ها از ناحيۀ  معصومين (عليهم السّلام) در اختيار نداريم. اما در عين حال رواج دارند و مؤمنين آنها را در جلسات خود مي‌خوانند و از اين طريق به خاندان پاک نبوت توسل مي‌جويند و اما اکنون اين سؤال مطرح است که آيا اين نوع دعاها به اعتبار نداشتن سند بايد به کلي کنار گذاشت و يا راه حلي در مشروعيت خواندن آنها وجود دارد؟ پاسخ چنين است که دعاها و زيارت‌نامه‌هايي که سند قطعي در صدور آن ها از معصوم (عليه السّلام) نداريم بايد عبارات و محتواي آنها را با منابع حديثي و روائي معتبر و دعاهاي مستند مقابله و مقايسته کنيم و در صورت هماهنگي مي‌توان رجاءً يعني به اميد ثواب و عرض ارادت و توسل به ساحت مقدس معصومين و اولياء الهي آنها را خواند که چنين کاري اعتقادي و شرعي به نظر مي‌رسد.

در اين راستا بايد گفت مقام ملکوتي و شخصيت با عظمت و معنوي حضرت زينب کبري (سلام الله عليها) ايجاب مي‌کرده که از ناحيۀ معصومين (عليهم السّلام) زيارتنامه‌اي مخصوص براي آن مخدّره مأثور و منقول باشد ولي جاي بسي تأسف و تأثر است که در هيچ کتاب زيارتي چنين زيارتنامه‌اي يافت نمي‌شود ولي بايد توجه داشت که  نيافتن ما دليلي بر نبودن آن نيست و حتي ممکن است که بگوئيم زيارت نامۀ مخصوص وجود داشته اما مفقود شده و فعلاً در اختيار نداريم و چه بسا شرايط اين چنين ايجاب مي‌کرده و مصلحت بر اين بوده تا ائمۀ اطهار (عليهم السلام) نه مدفن و قبر عمة بزرگوارشان را دقيقاً مشخص کنند تا شباهتي به مادرشان حضرت زهرا (سلام الله تعالي عليها) داشته باشد و نه زيارت‌نامه‌اي مخصوص براي آن حضرت انشاء فرمايند.

بنابراين بسيار نيکو و بجا است که هرگاه ارادتمندي توفيق تشرف به يکي از مکان‌ها که مزين به نام آن بانوي بزرگوار مي‌باشد پيدا کند به قصد رجا يعني اميد به ثواب و درک فيض يکي از زيارت ‌نامه ‌هاي عمومي مانند زيارت جامعۀ کبيره و يا يکي از زيارت‌نامه‌هاي موجود و منسوب به حضرت زينب (سلام الله عليها) از سر خلوص بخواند و منتظر و اميدوار باشد که مورد لطف و عنايت حضرت قرار خواهد گرفت. انشاءالله.

حُسن ختام

فقره ای از زيارت وداع حضرت زينب (سلام الله عليها)

الّلهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيارَةِ اُمِّ الْمَصائِبِ زَيْنَبَ بِنْتِ عَليٍّ، فَاِنّي اَسْألُکَ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ اَبَداًما اَبْقَيْتَنِي، فَاِذا تَوَفَّيْتَنِي فَاحْشُرْنِي فِي زُمْرَتِها، وَ اَدْخِلْنِي فِي شَفَاعَتِها، وَ شَفاعَةِ جَدِّها وَ اَبِيها وَ اُمِّها وَ اَخِيها بِرَحْمَتِکَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.

خدايا قرار مده اين زيارت را آخرين نوبت زيارت من از مادر مصائب حضرت زينب دختر علي(علیه السّلام)، مي‌خواهم از تو به آمدن و باز آمدن به زيارت او مادام که زنده هستم و چون وفات کردم پس محشور گردان مرا در زمرۀ او، و داخل کن مرا در شفاعت او و شفاعت جدّ او و پدر و مادر و برادر او به رحمت خودت؛ اي مهربانترين مهربانان.



اخبار مرتبط:

دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر پسین جهرم در وب سایت منتشر خواهد شد
پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا به اشخاص حقیقی یا حقوقی باشد منتشر نخواهد شد
پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد